العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )
53
شرح كشف المراد ( فارسى )
است . و امّا متكلمين مىگويند : حركت عبارتست از حصول جسمى در مكان دوّم كه مسبوق است به حصول آن جسم در مكان اوّل و سكون عبارتست از حصول ثانوى جسم در مكان اول كه مسبوق به آن قبل است طبق اين مبنا سكون با حركت متضادين هستند نه عدم و ملكه ، حال در رابطه با حركت مباحثى وجود دارد كه ما به دو بحث آن اشاره مىكنيم : 1 - آيا اصولا حركت وجود دارد يا خير ؟ وجود حركت در خارج نزد جمهور فلاسفه و متكلمين از بديهيات است و حتى طفل دبستانى هم وجود حركت را حس مىكند مع ذلك زنون و پارمنيدس منكر حركت بوده و قائل به سكونهاى پىدرپى مىباشند . 2 - حركت در كداميك از مقولات عشر راه دارد ؟ و مراد متكلمين كدام است ؟ بطور اجمال بايد دانست كه فلاسفه مشاء حركت را در چهار مقوله از مقولات عشر قائل بودند كه همهء آنها مربوط به اعراض است و در ذات و جوهر اشياء قائل به حركت و تغيير نبودند و آن چهار عبارتند از : 1 - در مقوله كيف مانند حركت سيب از زردى بسوى سرخى و حركت آب از سردى بسوى گرم شدن . 2 - در مقولهء كميت مانند حركت هستهء خرما بسوى درخت شدن و رشد كردن و بر حجم آن افزوده شدن . 3 - در مقولهء وضع مانند حركت كره بر محور خودش كه محاذات او با جسم محاذى عوض مىشود . 4 - در مقولهء اين مانند انتقال اجسام از مكانى به مكان ديگر و قرب و بعد مكانى آنها .